زیبایی.....

این امتیاز نهج البلاغه براى فردى که سخن شناس باشد و زیبایى سخن را درک کند، نیاز به توضیح و توصیف ندارد. اساساً زیبایى درک کردنى است نه وصف کردنى. نهج البلاغه پس از نزدیک چهارده قرن براى شنونده امروز همان لطف و حلاوت و گیرندگى و جذابیت را دارد که براى مردم آن روز داشته است. ما نمى‏خواهیم در مقام اثبات این مطلب برآییم؛ به تناسب بحث، گفتگویى درباره تأثیر و نفوذ سخن على در دلها و در برانگیختن اعجابها- که از زمان خود آن حضرت تا امروز با اینهمه تحولات و تغییراتى که در فکرها و ذوقها پیدا شده، ادامه دارد- انجام مى‏دهیم و از زمان خود آن حضرت آغاز مى‏کنیم.
یاران على علیه السلام خصوصاً آنان که از سخنورى بهره‏اى داشتند، شیفته سخنانش بودند. ابن عباس یکى از آنهاست. ابن عباس، آنچنان که جاحظ در البیان و التبیین نقل مى‏کند، خود خطیبى زبردست بوده است «1» وى اشتیاق خود را به شنیدن سخنان على علیه السلام و لذت بردن خویش را از سخنان نغز آن حضرت کتمان نمى‏کرده است. چنانکه هنگامى که على علیه السلام خطبه معروف «شقشقیه» را انشاء فرمود، ابن عباس حضور داشت؛ در این بین، مردى از اهل سواد کوفه نامه‏اى که مشتمل بر مسائلى بود به دست آن حضرت داد و سخن قطع شد. على علیه السلام پس از قرائت آن نامه، با آنکه ابن عباس تقاضا کرد سخن را ادامه دهد ادامه نداد. ابن عباس گفت: هرگز در عمر خود از سخنى متأسف نشدم آنچنان که بر قطع این سخن متأسف شدم.
ابن عباس در مورد یکى از نامه‏هاى کوتاه على که به عنوان خودش صادر شده مى‏گوید: «بعد از سخن پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از هیچ سخنى به اندازه این سخن سود نبردم» «2» معاویة بن ابى سفیان که سرسخت‏ترین دشمنان وى بود، به زیبایى و فصاحت خارق العاده سخن او معترف بود.
محقن بن ابى محقن به على علیه السلام پشت مى‏کند و به معاویه رو مى‏آورد و براى اینکه دل معاویه را که از کینه على علیه السلام مى‏جوشد خرسند سازد گفت: از نزد بى زبان‏ترین مردم به نزد تو آمدم.
آنچنان این چاپلوسى مشمئز کننده بود که خود معاویه او را ادب کرد. گفت: واى برتو! على بى‏زبان‏ترین افراد است؟! قریش پیش از على از فصاحت آگاهى نداشت، على به قریش درس فصاحت آموخت.

/ 0 نظر / 15 بازدید